تبليغاتX
دفتر خاطرات دخترک

دفتر خاطرات دخترک

پست ثابت

درود

 

من در سرزمینی به نام آریا زندگی میکنم

 

دینم زرتشت و پیغمبرم اهورامزدا ست

 

از پارسیان گذشته اندکی موندن که یا فراموشی

 

 گرفتن یا کوچه علی چپ رو یافتند

 

منم اینجا موندم تنهای تنهااز :

 

پندار نیک

 

گفتار نیک

 

کردار نیک

 

فقط یادش باقیست

 

بیا با هم گذشته رو دوباره تکرار کنیم و با فراموشی گذشته مبارزه کنیم

بدرود

 

نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم اسفند 1390ساعت 23:14 توسط سحر|

از قضاوت كردن دست مي كشم تا آرامش رو تجربه كنم I stop judging to experience peace.
نوشته شده در شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391ساعت 15:38 توسط سحر|

سامولی ملیکم

خب منم خوبم آره

باید بگم این آپم با شعری از استاد ویالنم شروع میکنم که خیلی هنرمند و

واقعا دمش گرم

 

دلت چند؟؟؟

چقدر آسمون دلو میدیم . چقدر ارزونِ عشقامون

شبیه  هم تموم میشه . تموم سرنوشتامون

یکی قلبش رو میفروشه . بدون عشق و بی غیرت

یا از تن میگذره آسون . به یک سکه پر از حسرت

حراج دل شده اینجا . نشی از قیمتش بیزار

سفید و سرخ اون مفتی . سیاه اون سیری دو زار

صدای تیشهء فرهاد . تو قلب قصه ها جون داد

حالا پایان هر قصه . کلاغ آوارهء دشته

تا هر کی عشقو میفهمه میگن مجنونه بر گشته

من عشقو تو چشات خوندم . چه بد خط عشقوحک کردی

من از عشق تو . میمردم ولی . بازم تو شک کردی

دیگه قلب توهرجایی دلومیدی . به این و اون

که مفتِ مفت . میبازی دو دنیا رو تو چه آسون

 

نوشته شده در چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391ساعت 23:34 توسط سحر|

روستای ایستا واقع در شهرستان طالقان شاید مرموزترین روستای ایران باشد، روستایی در خاک البرز که مردمانش در زمان توقف کرده اند.
به گزارش خبرنگار مهر در کرج‏، سکوت حکمفرماست و کسی کاری به کار کسی ندارد. در کوچه ها اثری از رد پای تکه آهنهایی که در شهر "خودرو" نامیده می شود نیست. مردمانی که چون تابلو نقاشی زندگی و آداب و رسوم گذشته را در عصر ارتباطات یدک می کشند

نه تنها شبها پای تلویزیون نمی نشینند که به شب نشینی هم اعتقادی ندارند. عروسی و عزا ندارند و مراسمی چون جشن تولد، سالگرد ازدواج و... برای آنان معنا و مفهومی ندارد.

مهمان نواز هستند به شرطی که احدی از زنان قصد ورود به روستای آنان را نداشته باشد. همانطور که تا کنون کسی از دنیای بیرون زنان آنان را ندیده است. متمول هستند و از طریق فروش زمینهای پدریشان در تبریز روزگار می گذرانند.

 "ایستا" مرموزترین روستای ایران!

ادامه مطلب برو دیگه

 

من باید بگم؟؟؟؟



ادامه مطلب
نوشته شده در جمعه هشتم اردیبهشت 1391ساعت 10:45 توسط سحر|

جهان سوم جایی است که مردم برای فرار از آن تن به درس خواندن می‌دهند

 

جهان سوم جائیست که مردم، خانه روبه آفتاب را گرانترمی خرند و بعد با هفت لایه پرده تمام پنجره ها را می پوشانند!

دیوارهای دانشگاه را بلندتر از دیوارهای زندان ساخته بودند، حق داشتند! نگهبانی از فکرها خیلی دشوارتر از نگهبانی از جرم است

 

جهان سوم جاییست که «گاوهایشان» مقدسند؛
و «مقدسینشان» گاوند.
و «بت‌هایشان»، خود زمانی «بت‌شکن» بوده‌اند

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 17:27 توسط سحر|

من عاشقشم : بوووووس

 

واااای وااااای ! اینجوری هم دوسدالم

 

نوشته شده در پنجشنبه هفتم اردیبهشت 1391ساعت 15:36 توسط سحر|

خانوما آقایووون

من یه مدتیه اصلا نیومدم اینجا

از دسته من چلا دلگیر شدید

من اگه نیومدم هم دلیلش اینه که

کلی امتحان داشتم

وقت نداشتم

ناناحتیتون بخوره تو سرم

دیگه نبینم دوستام ناناحت باشن

حالا دیگه دختر بدی شدم

جوجو خبر داره

من دوباره میام فقط اگه میخواین امیدی واسه آپ کردن داشته باشم

فقط باجنبه باشینوبالبخند وارد شوید

نوشته شده در دوشنبه چهارم اردیبهشت 1391ساعت 16:43 توسط سحر|

براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد
V

نوشته شده در پنجشنبه سی و یکم فروردین 1391ساعت 15:25 توسط سحر|

دوست جونیا همگی برید اینجا عضو شید WWW.MYLAND.IR

نوشته شده در جمعه بیست و پنجم فروردین 1391ساعت 0:47 توسط سحر|

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 0:53 توسط سحر|

به عمو جونم این شعرو فرستادم اونم جواب داد:

دردم این نیست که او عاشق نیست

دردم این نیست که معشوق من از عشق تهی است

دردم این است که با دیدن این سردیها من چرا دل بستم ؟..

.

.

.

.

.

ما اگر دل بستیم

یا اگر جام تهی کرده و خم بشکستیم

وین چنین بد مستیم

نه به این عشق زمینی باشد

از پی عاشقی بر ذات خدا میجستیم

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 0:26 توسط سحر|

بر بندگی خدا که بندی نبود

در پناه کبریا گزندی نبود

آنانکه به ریسمان او چنگ زدن

شیطان درون خویش را  سنگ زدند

اشرف بنهاده اسمه ما را خالق

در نهاد ما نهاده عقلی بالغ

مارا به اذل امانتی داد ه لیک

کردار و گفتار و پندار نیک

نوشته شده در پنجشنبه بیست و چهارم فروردین 1391ساعت 0:1 توسط سحر|

ســــــــــرد است
اما ســــرمــــا نـــمــیــخــورم

تــــو نـــگـــران نـــبـــاش...

کــــلاهـــی کــه ســـرم گـــذاشــتــی

تــا گـــردنـــم را گـــرفـــتــه اســت ... {-.-}


نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم فروردین 1391ساعت 18:12 توسط سحر|

نمی دانم پس از مرگم چه خواهد شد،

نمیخواهم بدانم کوزه گر از خاک اندامم

چه خواهد ساخت،

ولی بسیار مشتاقم

که از خاک گلویم سوتکی سازد،

گلویم سوتکی باشد

به دست کودکی گستاخ و بازیگوش،

و او یکریز و پی در پی

دم خویش را بر گلویم سخت بفشارد

و خواب خفتگان خفته را آشفته تر سازد.

بدین سان بشکند در من

سکوت مرگبارم را…
  
نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 18:0 توسط سحر|



 
آه ، ای غفلت هر روزه ی من
من به هر سال که بر من بگذشت
غرق اندیشه آن فردایی ،
که نخواهد آمد
مینشانم به جامه عمرم ،
سیصد و شصت و پنج غفلت را
-
-


با سنگها بگو که چه اندیشه می کنند؟
حتی بدون بال، کبوتر کبوتر است

 _


نوشته شده در یکشنبه بیستم فروردین 1391ساعت 17:59 توسط سحر|

یعنی چــــــــــــــی آخه

 


فتوشاپه یا عمل ،

داشتیم با دختر داییم نگاه میکردیم اینوبعد1دفعه زد رو دستم گفت سحر ! سفره خانه ست اونجا

دختره ی9 ساله میگه , کاش ماله من بود

ایـــــــــــــــــــــــی



ادامه مطلب


ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 2:43 توسط سحر|

امو امو امو

عکسایی که مـــن

دوستشون میدارم



ادامه مطلب
نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 2:35 توسط سحر|

تصاویر زیباسازی - جدا کننده پست
از اونجایی که سلیقه ها متفاوته خب منم باید مطالبه مختلفی رو ارائه بدم
متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ

یه مدت از تاریخ گذشته فاصله میگیرم تا تند و سریع آپ کنم
متحرک - جدید - تصاویر زیبا ساز - وبلاگ


نوشته شده در پنجشنبه هفدهم فروردین 1391ساعت 1:53 توسط سحر|

خب این آپ ب عجله تمام آپ کردم بو کپک زده ی

آپای قبلی در نیاد

فعلا همگی

ادامه مطلب
نوشته شده در چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391ساعت 0:22 توسط سحر|

خیــــــــلی خیـــــــــلی ببخشیـــــــــــــــــد

اصلا وقت آپ کردن ندارم چون دارم تحقیق میکنم رو مرموزترین چهره ی
تاریخی یعنی سلمان فارسی
نوشته شده در سه شنبه پانزدهم فروردین 1391ساعت 15:24 توسط سحر|


آخرين مطالب
»
»
» استاد من
» مرموزترین روستای ایران
» جهان سوم
» عشقای مـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــن
»
»
»
»
Design By : Pars Skin